تبليغاتX
ویراستاران
ویراستاران

نظرکرده: آیین­ها و باورهای امامزاده­های رودبار الموت غربی

                                                                                   صدیقه سالاریان

نظرکرده: آیین­ها و باورهای امامزاده­های رودبار الموت غربی، فرشته بهرامی، تهران: نشر آموت، 1389، 292ص

 

از «هیر» تا «هیر»

فرهنگ و تاریخ هر سرزمینی بسان زندگی انسانی است که به مرور زمان تفکراتش شکل گرفته، تغییر یافته، و گاهی حتی متحول شده و در این مسیر پر فراز و نشیب به رشد و پختگی اکنونش رسیده است. برای درک هر چه دقیق­تر و واضح­تر شخصیت هر انسان، نیاز است در جزئیات زندگی او عمیق­تر شویم و به نقاط برجسته آن در مقاطع زمانی خاص بسنده نکنیم. پیکره یک جامعه هم از این امر مستثنی نیست. برای درک صحیح­تر و رسیدن به تحلیل­های دقیق­تر از فرهنگ یک سرزمین، لازم است که جزئی­تر به آن بنگریم. شاید گاهی نیاز باشد ترسیمی جغرافیایی هم از آن سرزمین ارائه دهیم، یا به مسائل زبانی و لهجه­های مختلف موجود در میان اقوامش و لغاتی که برای اشاره به مفهومی خاص برمی­گزیدند نیز بپردازیم. کلماتی که گاه دگرگونی معنای آن­ها در گذر زمان، نشان از تحول فکری مردم آن مرز و بوم دارد.

انجام چنین کاری، به خصوص در ایران، در عین برخورداری از اهمیت بسیار بالا بسی مشکل و گاه غیرممکن به نظر می­رسد. شاید لازم باشد افراد و گروه­های متعددی، هریک با بررسی جزءنگرانه منطقه­ای محدود از این کشور، گوشه­ای از بار این مهم را به دوش کشند و قطعه­ای از قطعات بسیار زیاد این پازل را در جای خود قرار داده، بدین­وسیله این پروژه وسیع را به اندازه گام و یا حتی نیم گامی به سمت جلو پیش ببرند.

«نظرکرده» گامی است در جهت تکمیل این پازل وسیع. این کتاب توسط محققی جوان در حوزه مردم­شناسی، به نام «فرشته بهرامی» نگاشته شده است. نظرکرده نمایی از آیین­ها و باورهای امام­زاده­های رودبار الموت (آله+ آموت)[1] غربی در استان قزوین است که نشر آموت آن را به چاپ رسانده. نیز در نگاه مؤلف آن، ادای دین­ای است که وی نسبت به پدر و مادرش و زادگاه­هایشان- «ویار» و «میلک»- و همچنین خودِ رودبار شهرستان که حالا شده است الموت غربی، داشته.

این پژوهشگرِ برخاسته از هیر (رودبار) و متولد سال 1359، پس از مدتی جدایی از زادگاهش و تحصیل در رشته مردم­شناسی، دوباره به آغوش این روستا برمی­گردد و با سعه صدر و دقت نظر بسیار اولین کتاب خود را در حوزه مذکور به نگارش درمی­آورد. کتابی که به گفته عبدالرحمان عمادی- نگارنده مقدمه آن با عنوان ایران­شناسی دهقانی- گزیده و جُنگی است از ایران­شناسی دهقانی. «از: جغرافیا- گزارش محیط طبیعی در پیرامون ساختمان امامزاده از زمین و باغ و چشمه و رودخانه و تپه و دار و درخت آن- چگونگی ساختمان آن از هر رو، از سبک معماری گرفته تا رنگ و نقش در و دیوار و روی کار و گنبد و نوشته­ها و بسیاری چیزهای دیگرش که خود سندی است تاریخی و پرمعنا و آموزنده- نقشی که امامزاده در نیازها و درخواست­ها و دردها و زندگی روزمره دهقانان داشته  و دارد.»[2]

وی در این مسیر، تلاش بسیاری جهت اعتمادزایی در ساکنین منطقه مورد تحقیق انجام داده است، از جمله این­که در بسیاری از فعالیت­های ایشان شرکت می­کرده.

دومین اثری که در دست چاپ دارد، کتابی است با نام «حمام­های خاموش». این کتاب در ارتباط با حمام‌های ایرانی است که از زاویه نگاه و باورهای مردم قزوین به این موضوع تألیف شده است.

در این گزارش قصد داریم، تا حد ممکن با حفظ لهجه­ای که کتاب به آن نگارش شده، به معرفی اجمالی امامزاده­ها در نظرکرده- که به گفته فرشته بهرامی علاوه بر قصه­داشتن، بکر هم هستند و اتفاقات زیادی در آن­ها می­افتد[3]- بپردازیم. در عین حال برخی از نظرکرده­ها در این کتاب را نیز معرفی خواهیم کرد. ولی از آن­جا که این اماکن حاشیه­های بسیاری دارند و مؤلف به طرق مختلف آن­ها را بیان کرده، همچنین به دلیل نگارش کتاب به لهجه بسیار شیرین و البته قابل فهم قزوینی- که وسیله­ای برای بیان ظرفیت­های زبانی مردم الموت نیز است- به خوانندگان توصیه می­شود به متن اصلی این اثر نیز مراجعه نموده، زیبایی­های آن را بچشند. زیبایی­هایی که نمایش آن­ها در قالب یک گزارش محدود، امکان­پذیر نخواهد بود.



[1] . لفظ دیلمی «الموت»، «آله + آموت» است که در اثر استفاده زیاد به الموت تغییر شکل داده است و نویسندگان معاصر، نام آشیانه عقاب را به خاطر نزدیکی این نام با افسانه­ها ترجیح می­دهند و به­کار می­برند. (بهرامی، فرشته، نظرکرده: آیین­ها و باورهای امامزاده­های رودبار الموت غربی، ص13، تهران: نشر آموت، 1389)

[2] . بهرامی، فرشته، نظرکرده: آیین­ها و باورهای امامزاده­های رودبار الموت غربی، ص7، تهران: نشر آموت، 1389.

[3] . برگرفته از: www.aamout.com


برچسب‌ها: گزارش کتاب نظرکرده
+ نوشته شده در  شنبه 1391/01/19ساعت 13:11  توسط سالاریان  | 

نقد كتاب

 

نقد كتاب "بهتر بنويسيم" در انجمن قلم،

زمان:  دوشنبه 3/30/ 1390  ساعت  18

مكان: بلوار جمهوری اسلامی، كوچه 2، ساختمان انجمن‌های علمی، سالن همایش.

 

http://www.anjomanghalam.com/

+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/03/29ساعت 20:23  توسط مدیر وبلاگ  | 

بهتر بنویسیم


+ نوشته شده در  یکشنبه 1390/03/01ساعت 12:29  توسط مدیر وبلاگ  | 

سخن گفتن جنایت است

ـ قرآن مجید:
فَأمّا الزّبَدُ فیذْهَبُ جُفاءً. (رحمن، 22_19)

ـ خواجه عبدالله انصاری:
سخن گفتن جنایت است، تحقیق آن را مباح کند.

ـ عین القضات همدانی:
معنی‌ بی‌عبارت‌، هیچ‌ طراوات‌ ندارد و عبارت‌ بی‌معنی‌ به‌ هیچ‌ نشاید.

ـ مولوی:
ای که در معنا ز شب خامش‌تری
گفتِ خود را چند جویی مشتری؟

ـ همو:
چون قلم از باد بُد دفتر ز آب
هر چه بنویسی فنا گردد شتاب
(مثنوی، دفتر اول، بیت 1099)

ـ صائب تبریزی:
ای که از عالم معنا خبری نیست تو را
بهتر از مُهر خموشی هنری نیست تو را
(دیوان صائب، مطلع غزل 135)

ـ عبدالجلیل قزوینی:
قبول چنین کتاب، نه از رقت عبارت باشد؛ بل از شرف حوالت و دلالت باشد.
(النقض، ص11)

+ نوشته شده در  دوشنبه 1390/01/08ساعت 12:59  توسط مدیر وبلاگ  | 

سی توصیه کوتاه برای نوقلمان

منبع: بابایی، رضا، مجله پژوهش و حوزه، پاییز و زمستان 1384 - شماره 23 و 24 (از صفحه 289 تا 291)؛

1. هنگام نوشتن، مخاطب و خواننده خود را «یک نفر» فرض کنید.
2. بر این باور باشید که خواننده شما هوشمند، منتقد، شکاک و دیرباور است.
3. اطناب و زیاده‏گویی را به کتاب خود راه ندهید و ایجاز را نیز به جایی نرسانید که سر از گنگی و ابهام در آورد.
4. در بیان نکته مهم و مطلب اساسی خود، عجله نکنید و بدون مقدمه وارد نشوید؛ اما مقدمات نیز به حدّی نباشد که اصل مطلب را تحت الشعاع قرار دهد.
5. ساده و روان بنویسید؛ اما سطحی و سرسری قلم نزنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1389/12/19ساعت 16:27  توسط سلیمانی‏پور  | 

موانع ساده‌نويسي

نوشته‏ای از استاد بابایی (بیست و سوم فروردین 1387)

بسیاری از ما نمی‌توانیم ساده و روان بنویسیم و راست گفته است پوپر كه «در جهان دانش، كاری دشوارتر از آسان‌نویسی نیست.» ساده‌نویسی، موانع و عواملی دارد كه برخی را همه می‌دانند و برخی هنوز نیاز به بحث و بررسی دارد. این مقدار را مطمئنیم كه دشواری و ناهمواری سخن، تك‌علتی نیست و این پدیدۀ ناخوشایند، چندین آبشخور دارد. من عوامل دشوارنویسی را به دو گروه تقسیم می‌كنم و معتقدم به  گروه دوم كمتر توجه شده است.
برخی از موانع ساده‌نویسی(گروه اول) به كم‌مایگی نویسنده یا كم‌دانی خواننده یا پیچیدگی محتوا برمی‌گردد. به هر حال برای كسی كه در همۀ عمرش فقط كتاب‌های ادبی یا حقوقی یا فلسفی خوانده است، بیشتر نوشته‌های ریاضی دشوار می‌نماید. عكس آن هم صادق است. تنها شماری اندك از نویسندگان می‌توانند سادگی را با ژرفایی جمع كنند. به قول مولوی:  

   جمع صورت با چنان معنای ژرف         نیست ممكن جز ز سلطان شگرف

گروه دوم از موانعی كه راه ساد‌نویسی را ناهموار می‌كنند، مربوط به مشكلات زبان فارسی است. یعنی عیب نه در نویسنده است و نه در خواننده. مثلا كسی كه بخواهد درست و مطابق قواعد بنویسد، به‌سختی می‌تواند آسان و ساده هم بنویسد. ما دربارۀ توانایی‌‌های زبان مادری‌مان فراوان خوانده‌ایم و نوشته‌ایم، اما كمتر دربارۀ مشكلات بیرونی و درونی این زبان می‌دانیم. اینكه چرا در این زبان نمی‌شود همیشه ساده‌‌نویسی را با درست‌نویسی یا زیبانویسی جمع كرد، ریشه‌های تاریخی دارد و اكنون موضوع بحث نیست.
برخی از نویسنده‌ها اگر میان زیبایی و درستی، مجبور به انتخاب یكی ‌شوند، درست‌نویسی را انتخاب می‌كنند و عطای زیبا‌نویسی را به لقای آن می‌بخشند. اما اگر گزینه‌های انتخاب، درستی و سادگی بود، تكلیف چیست؟ اگر برای ساختن جملۀ ساده، روان و همه‌فهم، مجبور به چشم‌پوشی از یكی یا برخی قواعد درست‌نویسی بودیم، باز باید طرف سادگی را بگیریم؟
...
+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/12/10ساعت 14:2  توسط سلیمانی‏پور  |